گزارش رویترز از واکنش محتاطانه دولت نسبت به موفقیت اصغر فرهادی در "گولدن گل

 



رویترز در گزارشی بدون اشاره به مستندات خود نوشت: دولت ایران در مورد موفقیت "جدایی نادر از سیمین" که برنده ی بهترین فیلم غیرانگلیسی زبان در "گلدن گلوب" شد از خود احتیاط نشان داد و اعلام کرد که فیلم هایی که توسط منتقدان خارجی انتخاب می شوند نسخه ای منحرف و "سیاه نمایی شده" را از کشور ایران نشان می دهند.

به گزارش سرویس بین الملل انتخاب، در حالی که طرفداران ایرانی این فیلم از اعطای جایزه توسط مدونا به اصغر فرهادی در جشنواره ای در "لس انجلس" خوشحال بودند، دولت تهران که بر روی اکران فیلم ها کنترل سختگیرانه ای دارد، علاقه و اشتیاق کمتری نشان داده است.

رامین مهمانپرست، در پاسخ به سئوالی در خصوص موفقیت این فیلم در جشنواره فیلم "برلین" و اینکه هم اکنون در استانه ی اسکار قرار دارد گفت: همیشه باید به این جشنواره ها با دقت نگاه کنید.

وی افزود: گاهی اوقات، ما می بینیم که گردانندگان این جشنواره ها جایزه های معتبر به فیلم هایی می دهند که موضوع اصلی فیلم بر روی فقر و سختی مردم یک کشور است.

سخنگوی وزارت خارجه در ادامه گفت این نباید منجر به نادیده گرفتن نقاط مثبت از سوی هنرمندان ما شود و به جای به نمایش کشیدن ملت ایران، موضوعاتی را به نمایش بکشند که مورد استقبال مدیران لین جشنواره ها شود.

داستان فیلم "جدایی نادر از سمین" از سوی منتقدان در وب سایت "راتن تومیتوز" 100 درصد امتیاز گرفت و از سوی بینندگانش 94 درصد.

توجه ی جشنواره ها در امریکا به این فیلم در حالی اتفاق می اتد که روابط بین امریکا و ایران به شدت غیردوستانه است.

اصغر فرهادی در سخنرانی کوتاه خود که حاوی هیچ گونه پیام سیاسی بود، گفت: من تنها ترجیح می دهم که در مورد مردم سرزمینم سخن بگویم. من فکر می کنم که آنها به شدت صلح دوست هستند.

فرهادی با دوری از اشتباه شناخته شده ترین کارگردان ایرانی یعنی عباس کیارتسمی که توسط کاترین دنو در سال 1997 در کن بوسیده شد، حتی با مدونا هم دست نداد.

این حرکت وی نشان دهنده ی پیروی وی از قوانین اسلام است که از دست دادن زن و مرد نامرحم جلوگیری می کند.

غرور و تعصب

جواد شمقدری، معاونت سینمایی وزارت ارشاد ایران موفقیت اصغر فرادی را تبریک گفت.

وی گفت: فیلم اصغر فرهادی بر تعصب ضد ایرانی غلبه کرد.

در روزهای اخیر، دولت ایران اصلی ترین انجمن سینمای ایران را بسته است. البته این اقدام از سوی حامیان خانه سینما سیاسی قلمداد شده است.

در میان هزاران پیامی که توسط ایرانیان خوشحال از موفقیت فرهادی در اینترنت منتشر شده است، یکی از افراد خطاب به اصغر فرهادی نوشته است: واقعا افتخار می کنم به شما. آن لحظه، لحظه ی غرورامیزی برای همه ی ایرانیان بود. با این رویداد،تمام کسانی که خانه سینما را تعطیل کردند، ناراحت شدند.

خاطره ای از یک احمق

خاطره ای از یک احمق

images2 خاطره ای از یک احمق
من تقریباً تو دستشویی نشسته بودم که از دستشویی کناری صدایی شنیدم که گفت؛

سلام حالت خوبه؟

من اصلاً عادت ندارم که تو دستشویی مردانه هر کی رو که پیدا کردم شروع کنم به حرف زدن باهاش، اما نمی دونم اون روز چِم شده بود که پاسخ واقعاً خجالت آوری دادم؛

- حالم خیلی خیلی توپه.

بعدش اون آقاهه پرسید؛

- خوب چه خبر؟ چه کار می خوای بکنی؟

با خودم گفتم، این دیگه چه سؤالی بود؟ اون موقع فکرم عجیب ریخت به هم برا ی همین گفتم؛

- اُه منم مثل خودت فقط داشتم از اینجا می گذشتم..

وقتی سؤال بعدیشو شنیدم، دیدم که اوضاع داره یه جورایی ناجور میشه، به هر ترفند بود خواستم سریع قضیه رو تموم کنم؛

- منم می تونم بیام طرفت؟

آره سؤال یکمی برام سنگین بود. با خودم فکر کردم که اگه مؤدب باشم و با حفظ احترام صحبتمون رو تموم کنم، مناسب تره، بخاطر همین بهش گفتم؛

- نه الآن یکم سرم شلوغه!!!

یک دفعه صدای عصبی فردی رو شنیدم که گفت :

- ببین. من بعداً باهات تماس می گیرم. یه احمقی داخل دستشویی بغلی همش داره به همه سؤال های من جواب میده


طنزی در مورد اینکه چرا باید به زن بودن خود افتخار کنیم!!!

طنزی در مورد اینکه چرا باید به زن بودن خود افتخار کنیم!!!

fu1445 طنزی در مورد اینکه چرا باید به زن بودن خود افتخار کنیم!!!

۱-هیچ وقت مجبور نیستی به تعدادموهای سرت بری خواستگاری.کافیه فقط یه “بله” کوچولو بگی اونم با هزار منت و ناز و کرشمه.

۲_به سادگی اب خوردن می تونی چند تا پسر رو تو کوچه به جون هم بندازی.(روشش رو خود خانما بهتر می دونن.پس نیازی به نوشتن نیست)

۳_لازم نیست صبح به صبح صورتتو اصلاح کنی.ماهی یه بارم کافیه.حالا از مناطق ناجور دیگه بگذریم!!!!!.

۴_هیچ وقت از بوی گند زیربقل خودت عق نمی زنی.

۵_مجبور نیستی وقت دستشویی رفتن زیر اواز بزنی که اهالی خونه، بقیه صداهای نافرم رو نشنون.

۶_هیچ موجود دیگه ای مثل تو تا این حد ریزبین و بادقت نیست که در یک نگاه، مارک کفش زری خانم یا مدل موهای اقدس خانم رو بفهمه.

۷_خوب می تونی نقش بازی کنی.

۸_انقدر زود همه چی رو می گیری که شش سال زودتر از اقایون به تکلیف می رسی.

۹_بزرگترین پوئن:خیالت از بابت سربازی راحته!.صد سال سیاهم که دانشگاه قبول نشی ککتم نمی گزه.

۱۰_تو اماکن عمومی با خیال راحت می تونی جیغ و داد راه بندازی چون به هر حال کی وجودشو داره که رو یه دختر صداشو و احیانا خدایی نکرده دستشو بلند کنه؟!!.

۱۱_در تاریخ جهان به زیرکی معروفی.

۱۲_می تونی هزار بار هم فیلم رومئو و ژولیت رو ببینی و باز گریه کنی.

۱۳_و مهم تر اینکه هیچ وقت از گریه کردنت خجالت نمی کشی.

۱۴_یه چیز باحال:هم دامن می پوشی و هم شلوار!.

۱۵_بهشتم که زیر پای امثال شماست.

۱۶_بیشتر از اقایون عمر می کنی(از لحاظ علمی ثابت شده).

۱۷_فقط تویی که می دونی بوی خاک بارون زده تو شبای پاییزی چه جوریه.

۱۸_از قدیم گفتن:پشت هر مرد موفقی زنی باذکاوت بوده.

۱۹_هیچ کی نمی دونه دقیقا تو فکرت چی می گذره؟ خود فروید، پدر روانشناسی جهان گفته:بزرگترین سوالی که هرگز پاسخ داده نشده و من هم هرگز پاسخ ان را نیافته ام این است که یک زن چه می خواهد؟.

۲۰_چند تا از جنگ های بزرگ تاریخ جهان به خاطر عشق شدید مردها به جنس تو بوده.

۲۱_این یکی دیگه کاملا مستنده:باهوش ترین انسان دنیا یک زنه!.

۲۲_با اینکه ممکنه از جنس دوم بودنت ناراحت باشی ولی یادت بمونه که زنی، سال ها پیش با هوش و ذکاوتش یکی از مردان قدرتمند دنیا رو شکست داد(شکست شرم اور فیلیپ، پادشاه اسپانیا از الیزابت، ملکه انگلستان ۱۵۳۳_۱۶۰۳)

۲۳_نماد الهه عشق، زیبایی، جنگ و عقلانیت در یونان باستان به شکل زنه.

۲۴_یادت باشه که خداوند، تمام جهان رو به خاطر برکت وجود یک زن افرید.(خانم فاطمه زهرا)

۲۵_با اینکه از مردا ضعیف تری ولی لازم نیست صدتا کلاس کاراته و تکواندو و از این جور چیزا بری…به یه چنگ و گیس کشی بسنده می کنی.

۲۶_جورابات بوی پنیر کپک زده نمی ده.

۲۷_با موهای پا و زیربغلت نمی شه کلاه گیس ساخت.(راستی این یه پوئن واسه اقایون نیست؟…)

۲۸_می تونی در سکوت و فقط با طرز نگاهت حرف بزنی اگرچه شاید هیچ کدوم از اقایون معنیشو متوجه نشن.

۲۹_سال ها پیش دختری ۱۸ ساله فرماندهی ارتش فرانسه رو بر عهده گرفت و اسمش رو در تاریخ جهان ماندگار کرد(ژاندارک).

۳۰_درهای کعبه تنها به روی یک زن باز شد.

۳۱_سر ابوالهول مجسمه دانش و خرد به شکل زنه.

۳۲_با قوس کمرت چه کارا که نمی تونی بکنی…..

۳۳_خداوند در وجودت دستگاهی رو تعبیه کرده که هیچ مردی نداره و اگر به خاطر وجود اون نبود نسل بشریت تداوم پیدا نمی کرد.(اطلاع رسانی برای اون دسته از اقایونی که تو واحد تنظیم خانوادشون ضعیفن:اسم این دستگاه اعجاب انگیز رحمه).

۳۴_واقعا تا حالا هیچ مردی شب ها به اسمون نگاه کرده؟.

۳۵_عذر موجه زیاد داری.

۳۶_هزار جور مدل خنده ،داری که هر کدوم رو یه موقع تحویل بقیه می دی..

۳۷_توانایی صوتیت بالاست.(کدوم مردی بلده جیغ بنفش بکشه؟).

۳۸_خیانت عشقی نمی تونی بکنی(علم روانشناسی به این نتیجه رسیده که زن ها هرگز نمی تونن دو مرد رو همزمان و به یک شکل و اندازه دوست داشته باشن اما مردها چرا).

۳۹_شاید از طرز کار کامپیوتر یا تکنیک های فوتبال سر در نیاری ولی اگه یه هفته طرف اشپزخونه نری اقایون حتما یه بلایی سرشون می یاد.(توضیح اینکه در چنین مواردی دو حالت وجود داره:۱_اقایون خسیس از گشنگی می میرن ۲_دست و دلبازاش که غذای حاضری خریدن واسشون خیالی نیست یا ورشکست می شن یا مسموم.)

۴۰_دو هفته هم که حموم نری بوی گربه مرده نمی دی.

۴۱_هیچ وقت خودتو واسه این فکر که زیر لباس اقایون چه شکلی ممکنه باشه ازار نمی دی.

۴۲_مجبور نیستی واسه اینکه یه نفر به خواهرت چپ نگاه کرده ،خون و خونریزی راه بندازی.نه اینکه رگ غیرت نداشته باشیا ! درواقع اپن مایندی(open minde ).

43_بلدی چه طوری بدون اینکه زور بازویی لازم داشته باشی روی بقیه رو کم کنی.(با زبونت)

۴۴_اگه زشت باشی(که خیلی کم چنین چیزی پیش می یاد)می تونی خودت رو با ارایش خوشگل کنی.اگه قدت کوتاهه می تونی کفش پاشنه دار بپوشی. اگه موهات کم پشته مسئله ای نیست چون روسری داری.

۴۵_تو بچگی بخشی از عضو بدنت رو به عنوان یه چیز اضافه نمی کَنن.(منظورم چیزی غیر از بند نافه).

۴۶_اوه البته یادم رفته بود که همه اقایون هم(حداقل ایرانی هاش) یه یار تو زندگیشون دامن پوشیدن!.(کل فامیل هم بهشون تا یه شبانه روز خندیدن).

۴۷_ در دنیا هرگز به اندازه ای که در حق تو اجحاف شده در حق موجود دیگه ای نشده با این حال امروزه زن ها رو در هر عرصه ای می بینیم:سیاست، اقتصاد، علم و حتی ورزش!.

۴۸_و غم انگیزترین مزیت اینه که روزی مادر می شی و به موجودی زندگی می بخشی.

۴۹_چراغ هر خونه ای یک زنه.

۵۰_و در اخر اینکه فقط با یک حرکت ناچیز می تونی صد تا مرد رو از خود بی خود کنی.(توضیحی لازم نیست).


داستانهای دبستان

گاو ماما می کرد

گوسفند بع بع می کرد

سگ واق واق می کرد

و همه با هم فریاد میزدند حسنک کجایی

شب شده بود اما حسنک به خانه نیامده بود.حسنک مدت های زیادی است که به خانه نمی آید.او به شهر رفته و در آنجا شلوار جین و تی شرت های تنگ به تن می کند.او هر روز به جای غذا دادن به حیوانات جلوی آینه به موهای خود ژل می زند.

موهای حسک دیگر مانند پشم گوسفند نیست چون او به موهای خود گلت می زند.

دیروز که حسنک با کبری چت می کرد.کبری گفت تصمیم بزرگی گرفته است.کبری تصمیم داشت حسنک را رها کند و دیگر با او چت نکند چون او با پتروس چت می کرد.پتروس همیشه پای کامپیوترش نشسته بود و چت می کرد.پتروس دید که سد سوراخ شده اما انگشت او درد می کرد چون زیاد چت کرده بود.او نمی دانست که سد تا چند لحظه دیگر میشکند.پتروس در حال چت کردن غرق شد.

برایمراسم دفن او کبری تصمیم گرفت با قطار به آن سرزمین برود اما کوه روی ریل ریزش کرده بود.ریز علی دید که کوه ریزش کرده اما حوصله نداشت.ریزعلی سردش بود و دلش نمیخواست که لباسش را درآورد.ریزعلی چراغ قوه داشت اما حوصله دردسر نداشت.قطار به سنگ ها برخورد کرد و منفجر شد و کبری و مسافران قطار مردند .

اما ریز علی بدون توجه به خاه رفت.خانه مثل همیشه سوت و کور بود.الان چند سالی است که کوکب خانم همسر ریزعلی مهمان ناخوانده ندارد او حتی مهمان خوانده هم ندارد.او اصلا حوصله مهمان ندارد.او پول ندارد که شکم مهمان ها را سیر کند.

او در خانه تخم مرغ و پنیر دارد اما گوشت ندارد.

او کلاس بالایی دارد.او فامیل های پولداری دارد .

او آخرین بار که گوشت قرمز خرید چوپان دروغگو به او گوشت خر فروخت.اما او از چوپان دروغگو گله ندارد چون دنیای ما خیلی چوپان دروغگو دارد به همین دلیل است که دیگر در کتاب های دبستان آن داستانهای قشنگ وجود ندارد.

لعنت به مستراحی که .....!!!!

 

لعنت به مستراحی که برچسب قرمز و آبی شیرش برعکس خورده باشد.نیشخند
لعنت به مستراحی که سوسک ها بدون اطلاع و هماهنگی سرشان را از چاه بیرون بیاورند.نیشخند
لعنت به مستراحی که مرکز کانونی تحدّب کاسه اش روی صورت آدم باشد.
نیشخند
لعنت به مستراحی که قبل از نشستن کسی درش را بزند.
نیشخند
لعنت به مستراحی که آبش برود و آفتابه اش خالی باشد.
نیشخند
لعنت به مستراحی که پشت درش نوشته باشند: «لعنت بر پدر و مادر کسی که در این مکان ب... .»نیشخند
لعنت به مستراحی که صدا را 56 مرتبه اکو کند.
نیشخند
لعنت به مستراحی که شیلنگش از هفت جا سوراخ شده باشد.
نیشخند
لعنت به مستراحی که سر شیلنگش همیشه توی چاهش افتاده باشد.
نیشخند
لعنت به مستراحی که فاصله کاسه اش از دیوار پشتی فقط یک سانت باشد.
نیشخند
لعنت به مستراحی که فشار شیر آبش مثل شیر سماور است.
نیشخند
لعنت به مستراحی که بدون آن بنی بشر هیچ چی نیست.
نیشخند

قهقههقهقههقهقهه

۲۴ساعت در خواب و بيداري

سلام عزیزان من عاشقه صمدبهرنگیم و به همین دلیل این داستانشو واستون میزارم امیدوارم خوشتون بیاد

 

خواننده ي عزيز،
قصه ي « خواب و بيداري» را به خاطر اين ننوشته ام كه براي تو سرمشقي باشد. قصدم اين است كه بچه هاي هموطن خود را بهتر بشناسي و فكر كني كه چاره ي درد آنها چيست؟

ادامه نوشته

دكتر علي شريعتي

 

و ناگهان ديدم در کنار فرعون ها و قارون ها که به بردگيمان

مي خريدند و به بيگاريمان مي کشيدند، ديگراني نيز به نام

جانشينان پيامبران سرکشيدند، روحانيان رسمي

مارکسیسم می گوید: رفیق، نانت را خودت بخور،

حرفت را من می زنم.

فاشیسم می گوید: رفیق نانت را من می خورم،

حرفت را هم من می زنم

و تو فقط برای من کف بزن.

اسلام حقیقی می گوید: نانت را خودت بخور،

حرفت را هم خودت بزن

و من فقط برای اینم که تو به این حق برسی.

اسلام دروغین می گوید: تو نانت را بیاور به ما بده

و ما قسمتی از آن را جلوی تو می اندازیم،

اماّ آن حرفی را که ما می گوییم بزن



 

حال بهم زن ترین حمام کردن ها

http://t1.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcTGqdsnF59cq4gx6W8IOmTDNEdlGq8HVa84yT09TvqrGDW7Brea-w

http://t2.gstatic.com/images?q=tbn:ANd9GcSKHzvY1NQqpQsjTN0lR4s5ILnCQOWclS3eD_w2NZC-MkJzwHe4EA

http://www.1dar1.com/module_images/news/1293678192.jpg



نظر یادت نره بدی ها!!!!!!

آخرین قصه !

 

بیا ای بی وفای من

و امشب را فقط امشب

برای خاطر آن لحظه های درد

کنار بستر تاریک من ، شب زنده داری کن

که من امشب برای حرمت عشقی

که ویران شد

برایت قصه ها دارم ...

جداییمان هیچ کدام از تشریفاتِ آشناییمان را نداشت. فقط تو رفتی و من سعی

کردم سنگدل باشم !

يك بار خواب ديدن تو... به تمام عمر مي‌ارزد پس نگو... نگو که روياي دور از

دسترس، خوش نيست... قبول ندارم گرچه به ظاهر جسم خسته است،

ولي دل دريايست... تاب و توانش بيش از اينهاست. دوستت دارم و تاوان آن

هرچه باشد، باشد... .


ادامه نوشته

باید فراموشت کنم

 

باید فراموشت کنم

چندیست تمرین میکنم

من می توانم! می شود!

آرام تلقین میکنم.

حالم، نه، اصلآ خوب نیست...

تا بعد بهتر می شود!!

فکری برای ِ این دل ِ تنهای ِ

غمگین میکنم.

من می پذیرم رفته ای،

و بر نمی گردی همین!

خود را برای ِ درک این، صد بار تحسین میکنم.

کم کم ز یادم می روی،

این روزگار و رسم اوست!

این جمله را با تلخی اش

صد بار تضمین میکنم.

افکار جهنمی

حتی جنازه ام برایش دردسر بود نیمه های شب مرا در عمق خاک گذاشت و رویم خاکی نریخت و هراسان رفت...او غسلم نداد او حتی با آب خون هایم را نشست شاید او هم در فلسفه غسل مانده!شب اولم بود و 1ساعت تنهایی سر کردم از خون هایی که روی گوشت بی جانم بود لذت می برم به چشمهای نیمه باز که خشکش زده بود نگاه می کردم می خواستم صورتش که قبل مال من بوده لیس بزنم هم مزه خوبش را بچشم هم صورتش را با زبانم لمس کنم من دست داشتم ولی زبانم دوست داشت این کار را کند خبری از موجوده نیمه زنده نبود بعد مردی آمد مردی که موهایش سفید نبود آمد مردی که موهایش سفید نبود و کم سن و سال بود آمد مردی که موهایش سفید نبود و کم سن و سال بود وتا به حال ندیده بودمش امدو بالای سرم نشست نمی دانم به چه فکر می کرد بعد دقیقه ها جسمی که مال من بوده را در اختیارش گذاشتم...

ادامه نوشته

قبر خالى

 


براساس یك ماجراى واقعى
مورچه هاى نگران اطراف سنگ قبرت مى خزیدند و با هر خزش خود نبودنت را به یادم مى آوردند.
پرندگان قبرستان ده دور افتاده مان وقتى دختر بچه اى چون من را بالا سر قبرمادرش مى دیدند برایم مى خواندند.
انگارشعرپرنده ها، فصل ها را نمى شناخت. ردیف هایش اندوه داشت. مثل تمام ردیف هاى با نشان و بى نشان آدم هایى كه درهمسایگى ات دفن شده بودند.



 

ادامه نوشته

نامه ای از زیر آب



Click here to enlarge

اگر دوست من هستی
کمکم کن از تو هجرت کنم
اگر عزیز منی
کمکم کن از تو شفا یابم
اگر می دانستم
که دوست داشتن خطر ناک است .. به تو دل نمی بستم
اگر می دانستم
که دریا عمیق است.. به دریا نمی زدم
اگر پایانم را می دانستم
هرگز شروع نمی کردم


دلتنگ تو هستم پس به من یاد بده
که دلتنگ تو نباشم
به من یاد بده
چگونه برکنم از بن، ریشه های عشق تو را
به من یاد بده
چگونه می میرد اشک در کاسه ی چشم
به من یاد بده چگونه دل می میرد
خودکشی می کنند شوق ها



اگر پیامبری
از این جادو رهایی ام ده
از این کفر
دوست داشتن تو کفر است .. پاکیزه ام گردان
از این کفر
اگر توان آن داری
بیرونم بیاور از این دریا
من شنا کردن نیاموخته ام


موج آبی چشمانت.. می کشاندم
به سمت ژرفا
آبی
آبی
هیچ چیزی جز آبی نیست
من نو اموخته ام
در دوست داشتن.. و قایقی ندارم
اگر برای تو ارزشی دارم دستم را بگیر
که من از سر تا به پا عاشقم
من در زیر آب نفس می کشم
غرق می شوم
غرق
غرق

متني زيبا و خواندني در گفتگو با حضرت آدم !

Click here to enlarge
نامت چه بود؟ آدم
فرزند؟ من را نه مادری نه پدری، بنویس اولین یتیم خلقت


نامت چه بود؟
آدم

فرزند؟
من را نه مادری نه پدری، بنویس اولین یتیم خلقت

محل تولد؟
بهشت پاك

اینك محل سكونت؟
زمین خاك

آن چیست بر گرده نهادی؟
امانت است

قدت؟
روزی چنان بلند كه همسایه خدا،اینك به قدر سایه بختم به روی خاك

اعضاء خانواده؟
حوای خوب و پاك ، قابیل خشمناك ، هابیل زیر خاك

روز تولدت؟
روز جمعه، به گمانم روز عشق

رنگت؟
اینك فقط سیاه ، ز شرم چنان گناه

چشمت؟
رنگی به رنگ بارش باران ، كه ببارد ز آسمان

وزنت ؟
نه آنچنان سبك كه پرم دئر هوای دوست ... نه آ نچنان وزین كه نشینم بر این خاك

جنست ؟
نیمی مرا ز خاك ، نیمی دگر خدا

شغلت ؟
در كار كشت امیدم

شاكی تو ؟
خدا

نام وكیل ؟
آن هم خدا

جرمت؟
یك سیب از درخت وسوسه

تنها همین ؟
همین
!!!!
حكمت؟
تبعید در زمین

همدست در گناه؟
حوای آشنا

ترسیده ای؟
كمی

ز چه؟
كه شوم اسیر خاك

آیا كسی به ملاقاتت آمده؟
بلی

كه؟
گاهی فقط خدا

داری گلایه ای؟
دیگر گلایه نه؟، ولی...

ولی چه ؟
حكمی چنین آن هم یك گناه!!؟

دلتنگ گشته ای ؟
زیاد

برای كه؟
تنها خدا

آورده ای سند؟
بلی

چه ؟
دو قطره اشك

داری تو ضامنی؟
بلی

چه كسی ؟
تنها كسم خدا

در آ خرین دفاع؟
می خوانمش كه چنان اجابت كند دعا
Click here to enlarge





ترجمه آهنگ ریحانا و امینم

 

HI همگی خوبین ؟؟!؟!؟!!؟!؟!

چه خفرا ؟؟!؟!؟!؟

بریم سر اصل مطلب ! ! ! ! ! !

که ترجمه ی آهنگ امینم و ریحانا جونه! Love the way u Lie

ریحانا : فقط همون جا وایستا

چون من اذیت کردن تو رو دوست دارم

فقط همون جا وایسا و گریه منو بشنو........

اشکالی نداره

چون من عاشق دروغ گفتنت هستم . . . . .

من عاشق دروغ گفتنتنم . . . . . . .

امینم : من واقعا نمی تونم بگم چیه .

فقط می تونم بگم چه حسی داره

و الان یه چاقوی فلزی توی گلوم گیر کرده

و نمی تونم نفس بکشم و همچنان به مبارزه ادامه می دهم .

تا اونجایی که بتونم

تا جایی که کار اشتباه درست باشه

مثل اینکه دارم پرواز می کنم

بی خیال عشق شدم و سرشار از نفــــــــــــرت

مثل اینکه خیلی عصبانیم و خیلی اینو دوست دارم

هر چی بیشتر رنج می کشم و ساکت تر می شم

درست قبل از اینکه غرق بشم

اون من رو زنده می کنه

اون از من متنفره

من خیلی دوست دارم صبر کن

کجا میری؟

من تو رو ترک می کنم

نه این کارو نمی کنی

برگرد بیا با هم به عقب برگردیم

دوباره شروع شد خیلی دیونه بازیه

چون وقتی همه چی خوب پیش میره همه چی عالیه

من سوپر منم رو پشتم بال دارم و اون لویس وینه و وقتی اون بد میشه غیر قابل تحمل میشه

من خیلی خجالت می کشم میگم این پسره کیه ؟ من حتی اسمشم نمی دونم . اون دختره مال منه

هیچ وقت اینقدر حقیر نشده بودم فک میکنم توانایی های خودمو نمی دونم

ریحانا : فقط همون جا وایستا

چون من اذیت کردن تو رو دوست دارم

فقط همون جا وایسا و گریه منو بشنو........

اشکالی نداره

چون من عاشق دروغ گفتنت هستم . . . . .

من عاشق دروغ گفتنتنم . . . . . . .

سیاست یعنی چه؟ طنز باحال حتماَ بخونید

 

یک روز یک پسر کوچولو که می خواست انشاء بنویسه از پدرش می پرسه: پدر جان ! لطفا برای من بگین سیاست یعنی چی ؟

پدرش فکر می کنه و می گه : بهترین راه اینه که من برای تو یک مثال در مورد خانواده خودمون بزنم که تو متوجه سیاست بشی . من حکومت هستم، چون همه چیز رو در خونه من تعیین می کنم. مامانت جامعه هست، چون کارهای خونه رو اون اداره می کنه. کلفتمون ملت فقیر و پا برهنه هست، چون از صبح تا شب کار می کنه و هیچی نداره. تو روشنفکری چون داری درس می خونی و پسر...

فهمیده ای هستی. داداش کوچیکت هم که دو سالش هست، نسل آینده است. امیدوارم متوجه شده باشی که منظورم چی هست و فردا بتونی در این مورد بیشتر فکر کنی.

پسر کوچولو نصف شب با صدای برادر کوچیکش از خواب می پره. می ره به اتاق برادر کوچیکش و می بینه زیرش رو کثیف کرده و

داره توی خرابی خودش دست و پا می زنه. می ره توی اتاق خواب پدر و مادرش و می بینه پدرش توی تخت نیست و مادرش به خواب عمیقی فرو رفته و هر کار می کنه مادرش از خواب بیدار نمی شه. می ره تو اتاق کلفت شون که اون رو بیدار کنه، می بینه باباش توی تخت کلفت شون خوابیده .....؟؟؟؟ . می ره و سر جاش می خوابه و فردا صبح از خواب بیدار می شه.

فردا صبح باباش ازش می پرسه: پسرم! فهمیدی سیاست چیست؟

پسر می گه: بله پدر، دیشب فهمیدم که سیاست چی هست. سیاست یعنی اینکه حکومت، ترتیب ملت فقیر و پا برهنه رو می ده، در حالی که جامعه به خواب عمیقی فرو رفته و روشنفکر هر کاری می کنه نمی تونه جامعه رو بیدار کنه، در حالی که نسل آینده داره توی گه خودش دست و پا می زنه

شعر طنز انتقادی


متن کامل شعر طنز ی از سعید بیابانکی

***************************
شکر ایزد فن‌آوری داریم

صنعت ذره‌پروری داریم

از کرامات تیم ملی‌مان

افتخارات کشوری داریم

با نود حال می‌کنیم فقط

بس که ایراد داوری داریم

وزنه‌برداری است ورزش ما

چون فقط نان بربری داریم

می‌توانیم صادرات کنیم….

بس که جوک‌های آذری داریم

گشت ارشاد اگر افاقه نکرد

صد و ده و کلانتری داریم

خواهران از چه زود می‌رنجید

ما که قصد برادری داریم.

ما برای اثبات اصل حجاب

خط تولید روسری داریم

این طرف روزنامه‌های زیاد

آن طرف دادگستری داریم!

جای شعر درست و درمان هم

تا بخواهی دری وری داریم

حرف‌هامان طلاست سی سال است

قصد احداث زرگری داریم

ما در ایام سال هفده بار

آزمون سراسری داریم

اجنبی هیچکاک اگر دارد

ما جواد شمقدری داریم

تا بدانند با بهانه طنز

از همه قصد دلبری داریم

هم کمال تشکر از دولت

هم وزیر ترابری داریم



ارسال شده در: جمعه ۱۱ دی ۱۳۸۸ :: ٢:٢٦ ‎ق.ظ :: توسط : عین میم

مشخصات یه دختر خوب

  • یه دختر خوب توی قرار با پسر کلاس زورکی نمی آد و پدر کارمند بیچاره اش رو مدیرعامل و رئیس قلمداد نمی کنه

  • یه دختر خوب دیگه به دختر افغانی ها حسودی نمی کنه

  • یه دختر خوب وقتی از پسری خوشش اومد و داشت از حسودیش می ترکید 10000 تا عیب و ایراد روی پسر نمی زاره

  • یه دختر خوب شب زود نمی خوابه که صبح زود بیدار بشه که بتونه صافکاری و نقاشی کنه

  • دختر خوب برای اینکه مورد توجه قرار بگیره اسمشو عوض نمیکنه (صغرا= هانی - کبری= شانی)

  • یه دختر خوب از دماغ فیل نمی افته که نه؟

  • یه دختر خوب توی مسافرت به خاطر کسی که روش کلید کرده، باباشو توی منگنه قرار نمی ده که بابا تندتر برو!

  • یه دختر خوب عکسهای پسر خوشگلا مانند حمید گودرزی شادمهر عقیلی و نخ سوزن محمدرضا گلزار رو به در و دیوار اتاقش نمی زنه

  • یه دختر خوب وقتی لباس آنچنانی برای خودنمایی ندارد از همسایگانش قرض نمی کند

  •  

    مشخصات یه دختر خوب

     

    + یه دختر خوب اولاً اصلاً پیدا نمی شه

    • یه دختر خوب هیچوقت زودتر از اینکه از شیر بگیرنش عاشق نمی شه

    • یه دختر خوب بیشتر از 3 ساعت توی حموم نمی مونه

    • یه دختر خوب وقتی بلد نیست رانندگی کنه چرا باید زور بزنه و با گل پسرا کل کل کنه

    • یه دختر خوب توی روی مامانش وانمیسته و به خاطر قراری که داره (و سرکاره) 100000 تا دروغ نمی گه

    • یه دختر خوب از مثلاً 6 ساعت وقت کلاس خودش 5 ساعتش رو نمی پیچونه

    • یه دختر خوب یواشکی دست تو جیب باباش نمی کنه

    • یه دختر خوب دستمال دماغ باباشو برنمی داره بندازه رو سرش مثل روسری

    • یه دختر خوب با همسایشون که خوشگل تره لج نمی شه

    • یه دختر خوب به خاطر پوست و رنگ بدنش باباشو انقدر تو خرج نمی اندازه

    • یه دختر خوب وقتی معنی ترانه های خارجی رو نمیدونه مجبور نیست که واسه کلاس اونا رو گوش بده

    • ادامش خیلی باحالتره ها!!!...

    کودکی من در حالات مختلف2

    کودکی من در حالات مختلف

    من .... نه ببخشید این دوستمه .

    من , وقتی به شدت دارم به خودم افتخار میکنم.

    من , بعد از دیدن یک فیلم مزخرف هندی.

    من , اولین باری که شمارو ديدم.


    من وعیال...


    کودکی من در حالات مختلف

     
    من , وقتی یه شکست عشقی بزرگ خوردم!!!

    من در ماشین.

    من, وقتی یه گندی زدم .اصلاً فکر بد نکنیدااااا.بچه بودم دیگه

    من , وقتی اصلا اعصاب درست حسابی ندارم .

    من در حال دیدن یک خواب خــــــــیلی خوب.

    ادامشو از دست ندید.از من گفتن بود!


    باردار شدن یك دختر 25 ساله از یك مرد 80 ساله

    یه مرد ۸۰ ساله میره پیش دكترش برای چك آپ. دكتر ازش در مورد وضعیت فعلیش می پرسه و پیرمرد با غرور جواب میده:هیچوقت به این خوبی نبودم. تازگیا با یه دختر ۲۵ ساله ازدواج كردم و حالا باردار شده و كم كم داره موقع زایمانش میرسه. نظرت چیه دكتر؟

    دكتر چند لحظه فكر میكنه و میگه: خب… بذار یه داستان برات تعریف كنم. من یه نفر رو می شناسم كه شكارچی ماهریه. اون هیچوقت تابستونا رو برای شكار كردن از دست نمیده.

    یه روز كه می خواسته بره شكار از بس عجله داشته اشتباهی چترش رو به جای تفنگش بر میداره و میره توی جنگل.. همینطور كه میرفته جلو یهو از پشت درختها یه پلنگ وحشی ظاهر میشه و میاد به طرفش.

    شكارچی چتر رو می گیره به طرف پلنگ و نشونه می گیره و ….. بنگ! پلنگ كشته میشه و میفته روی زمین!
    پیرمرد با حیرت میگه: این امكان نداره! حتما' یه نفر دیگه پلنگ رو با تیر زده!
    دكتر یه لبخند میزنه و میگه: دقیقا' منظور منم همین بود

    حاظر جواب!!!

    دیروز حوالی ساعت یازده صبح یه دختر پسر حدودا بیست ساله اومدند درمانگاه.پسر از این شلوار لی ها پوشیده بود که هر جاییش یک سوراخ داره و بعضی اوقات مثل پطروس فداکار هوس می کنی دستت را بکنی تو یکی از سوراخیهاش.دختر خانم هم که احساس کرده بودند باید برای مراسم دختر شایسته آماده می شدند.قبض گرفتند و در حالی که دست هم را محکم گر فته بودند اومدند تو:
    -سلام.روز به خیر.مشکلتون چیه؟
    -احساس می کنم کاندوم پای راستم پاره شده!(شوخی بی مزه ای که معمولا بعضی از مریضها از سر خوشمزگی انجام می دهند.دو تایی همدیگر را نگاه می کنند و شروع می کنند به خندیدن)
    -لطف می کنید دفترچه خانم را بدید؟
    -(با تعجب می پرسه)چرا؟من خودم دفترچه دارم.
    -مگه نمی گید کاندوم پاره شده.کار از مرحله اولیه گذشته.حداقل چند تا قرص جلوگیری بنویسم خانم به صورت اورژانسی مصرف کنند.شاید بشه یه کاری نجام داد!